جمعه ۵ ژوئن ۲۰۰۹

جریمه

وقتی مدرسه‌اش تعطیل شد، کارت همیار پلیسش را آماده کرد و عکس خودش را هم رویش چسبانید و بین آن هم چند برگ کوچولو گذاشت.
با چه ذوقی آمد توی آشپزخانه و به من گفت:" مامان!مامان! ببینید که برای بابا چه گلی کاشتم... هی... بابا بیچاره میشن اگه بفهمند من براشون چه نقشه ای کشیدم!"

داشتم کتلت سرخ می کردم؛ نگاهش کردم، ببینم چه می گوید. دیدم بعله.. .برای بابای بی زبانش برگه جریمه آماده کرده. آنها راهم طوری گذاشته که نصف بشود. نصفش مال باباشه و نصفه دیگه اش مال خودش. یعنی به ازای هر تخلف رانندگی، نیمی از برگه کنده می‌شود. کنده شدن هر برگ نشان دهنده‌ی این هست که برگه داده شده ومتخلف هم قبول کرده.

باز هم خدا خیرش بدهد که قیمتش زیاد نیست. لااقل پول بستنی خورانش تا آخرتابستان در می‌آید، بدون اینکه از پول توجیبی‌هایش که ماهیانه از بابا دریافت می کند، کم بشود.
پسر ناقلای شش ساله ام از همین الان به فکر کاسبی افتاده...خدا به خیر کند...
این هم لیست جریمه!
1 ـ نبستن کمربند 5000 تومان
2 ـ حرف زدن با موبایل 300 تومان
3ـ خوردن خوراکی در حین رانندگی 200 تومان
4 ـ عبور از چراغ قرمز 1000 تومان

پی نوشت: بابا هم زرنگ تر از پسرشه. می گوید:" مم‌بعد هیچ پولی بابت هله هوله نمی‌دهم. باید دقت کنید تا بابا را بیشتر جریمه کنید."
طفلی پسرم! یک هفته است بستنی نخورده.


راستی، برای اولین بار این همیار پلیس از ذهن چه کسی جرقه زد؟

8 نظرات:

فریق تاج‌گردون گفت...

فکر کنم باید بهش یاد بدی که این افسران پلیس پول جریمه رو برای خودشون برنمیدارن. اینطوری فکر رشوه گرفتن هم تو ذهنش شکل نمی‌گیره. بهش بگو پولو بریزه به حساب خانواده
دیگه
جرقه هم معمولا موقع اتصالی اتفاق می‌افته احتمالا وقتی این فکر جرقه زده که ذهنی قاطی کرده و اتصالی رخ داده

madaraneh گفت...

به فریق تاجگردون:
فکر می کنم باید با باباشون مشورتی بکنم.ممنونم از پیشنهادتون.

do4 گفت...

آبجی کوچولوی منم که فکر میکنم همسن ایشونه(میره کلاس دوم) همین کار رو کرده ، البته ایشون طرف جریمه اش فقط منم ، دلش نمیاد مامان خانوم رو جریمه کنه، بابا هم پشت فرمون نمیشینند، و جالبه دو بار یکه جریمه شدم یکیش واسه رانندگی بوده ، یکیش واسه بد اخلاقیم!!

باران گفت...

سلام مادرانه عزيز!
خدا روشكر ما تو خانواده از وروجك ها نداريم كه اگه داشتيم بنده رسما بايد حسابم رو خالي مي كردم و تقديم ايشون مي كردم!
واقعا چه شانسي آوردم من!

madaraneh گفت...

به دچار:
پسر من همسن خواهر شما نیست. اون فقط شش سالشه. خوش بختانه برای بداخلاقی هنوز جریمه ای تعیین کرده...

madaraneh گفت...

به باران:
انشالله خدا به شما هم از این وروجکها عطا کند بلکه دل بنده نیز خنک بشه:دی

باران گفت...

سلام مادرانه عزيز!
دست شما درد نكنه!
ولي اگه ته دلمان رو بخواهيد بدانيد همچين دلمان قيليويلي ميره براي همچين وروجك هايي!
واقعا بايد بگم كه من عاشق اين وروجك ها هستم!

نرگسی گفت...

سلام بانو

روز و روزگارتون مبارک

...