رفتم سر کیفش. دفتر مشقاش را بیرون کشیدم. همانطور که ورق ورق می زدم، رسیدم به یک صفحه ای که خانم معلمش زیر تکالیفش را امضاء کرده بود و با خطی خیلی فشنگی نوشته بود:
ابوعلی سینای کلاسم...دوستت دارم» و بعد یک کم پایین ترش روی بعضی از حروف هایی که خوشگل و تمیز نوشته شده بود،« عالی است» را نوشته بود.
وقتی دیدم، ذوق کردم. با صدای بلند گفتم :«بیا ببین! بیا ببین! خانم تون چی برات نوشته!»
او هم هاج و واج نگاهم کرد. طفلی نمی دانست ابوعلی سینا کی هست و اصلا چرا معلمش این را برایش نوشته؟!؟
برایش توضیح دادم که ابوعلی سینا چه کسی بوده و چه کارهایی برای طب کرده است.
ذوق کرد و دوید به طرف درب آپارتمان که بدود طبقه سوم و به دوستش صالح بگوید که از امروز شده ابوعلی سینای کوچولوی معلمش.
به راحتی می توان در قلب مردها نفوذ کرد. مردها بر خلاف ظاهرشان، به شدت عاطفی و دل نازکاند.
درست نمی گویم؟
ابوعلی سینای کلاسم...دوستت دارم» و بعد یک کم پایین ترش روی بعضی از حروف هایی که خوشگل و تمیز نوشته شده بود،« عالی است» را نوشته بود.
وقتی دیدم، ذوق کردم. با صدای بلند گفتم :«بیا ببین! بیا ببین! خانم تون چی برات نوشته!»
او هم هاج و واج نگاهم کرد. طفلی نمی دانست ابوعلی سینا کی هست و اصلا چرا معلمش این را برایش نوشته؟!؟
برایش توضیح دادم که ابوعلی سینا چه کسی بوده و چه کارهایی برای طب کرده است.
ذوق کرد و دوید به طرف درب آپارتمان که بدود طبقه سوم و به دوستش صالح بگوید که از امروز شده ابوعلی سینای کوچولوی معلمش.
به راحتی می توان در قلب مردها نفوذ کرد. مردها بر خلاف ظاهرشان، به شدت عاطفی و دل نازکاند.
درست نمی گویم؟
3 نظرات:
سلام
دارم فکر میکنم بین سنخیت های یک پسر بچه 8 ساله و مردی که شما در پایان متن از او یاد کردید و نتیجه گیری کلی..
موفق باشید
به دچار:
منم به همین داشتم فکر می کردم که نوشتم اما ظاهرا یکی از دوستان تکذیب کردند.
سلامت باشید.
خانم مائده ایمانی:
از کامنتی که برام گذاشتید ممنونم. ممنون از تذکر تون.
ارسال يک نظر