به نظر من قاضی بین دعوای پدر و مادر شدن ، نشانهی بی رحمی یکی از والدین است. مخصوصا آن کسی که بیاید و صدایت بزند و ازت بخواهد که داوری کنی.
به نفع هر کدام که داوری کنی، آن دیگری را از دست می دهی.
قضاوت هم نکنی، به بچه بودن و ناپختگی متهم می شوی. به عجول و سوسول بودن متهم می شوی.
ترجیح می دهم این جور مواقع میدان را خالی کنم . حتی اگر شده مدتی به دیدارشان نروم. پا بدهد، زنگ هم نزنم... زور که نیست.
نمی خواهم چیز بیشتری بدانم و بفهمم که مجبور باشم قضاوتی هم بکنم.
امروز چقدر روی اعصابم پیاده روی شد. راستی روی اعصاب تو هم پیاده روی کردند؟
به نفع هر کدام که داوری کنی، آن دیگری را از دست می دهی.
قضاوت هم نکنی، به بچه بودن و ناپختگی متهم می شوی. به عجول و سوسول بودن متهم می شوی.
ترجیح می دهم این جور مواقع میدان را خالی کنم . حتی اگر شده مدتی به دیدارشان نروم. پا بدهد، زنگ هم نزنم... زور که نیست.
نمی خواهم چیز بیشتری بدانم و بفهمم که مجبور باشم قضاوتی هم بکنم.
امروز چقدر روی اعصابم پیاده روی شد. راستی روی اعصاب تو هم پیاده روی کردند؟
2 نظرات:
امشب من هم همین کار را کردم.از من نخواستند اما کردم.درست میانه دعوا.نتوانستم تحمل کنم یک ظلم را یک بی عدالتی را یک نامردمی را حتی اگر از سوی مسی باشد که همه زنگیم را مدیون اویم.خدا می داند چه حالی دارم اما پشیمان نیستم.
به ناشناس:
باز هم خوبه که پشیمان نیستی. اما خداییش خیلی اعصاب می خواهد، خیلی زیاد.
ارسال يک نظر