هفت خوان ازدواج را با تمام دلهرهای که از انتخابش داشت، پشت سر گذاشته بود.
شبی که قرار بود فردایش برود محضر که با همسرش ازدواج کند، ذوق زده به مادرش تلفن زد.
ـ «مامان! مامان! من دارم مرد میشوم. من دارم مرد میشوم...»
مادرش بغض کرد و خندید.
شبی که قرار بود فردایش برود محضر که با همسرش ازدواج کند، ذوق زده به مادرش تلفن زد.
ـ «مامان! مامان! من دارم مرد میشوم. من دارم مرد میشوم...»
مادرش بغض کرد و خندید.
1 نظرات:
وبلاگ نویس عزیز وبلاگ ....
پرشين بلاگ در نظر دارد به منظور تقدير از بانوان برتر وبلاگ نویس ،
همايشی را در تاریخ هفتم آبان ماه در محل تالار شهریاران جوان واقع در
خیابان استادنجات الهی ، نبش خیابان ورشو . برگزار نماید . به دلیل اینکه
وبلاگ شما در نظر سنجی کاربران حائز تعداد آراي کافي برای درج در فهرست
شده است از شما دعوت می کنيم تا ضمن اینکه در اين همايش شرکت میکنید برای
اطلاع از رتبه وبلاگتان ودریافت لوح یادبود به دبیرخانه مستقر در تالار
مراجعه فرمایید .
ساعت این همایش 16 الی 18 مي باشد . موفق باشید
در صورت نیاز به کسب اطلاعات بیشتر می توانيد از ساعت 16 الي 20 با شماره 09122070357
تماس حاصل فرمایید
ارسال يک نظر