یادم هست که:
آن کسی که نمره هایش همیشه بیست بود، بالای صف تشویق می شد. مبصرش هم می کردند. آن زمان مبصر شدن یک امتیاز ویژهی به حساب می آمد که هرگز بچه های متوسط یا کم ذهن لذتش را نمی چشیدند. بالاخره تسلط داشتن بر عده ای، لذت بخش بود. احترامی که به مبصر می گذاشتند، چه از روی ترس و چه از روی اجبار، باری به هر جهت لذت بخش بود.
فقط کسی که نمره اش بیست بود، حق داشت در برنامه صبحگاهی شرکت کند و برنامه اجرا کند. قران بخواند و یا گروه سرودی تشکیل دهد.
کسی که نمراه اش بیست بود، همیشه جلوی صف می ایستاد و در کلاس هم روی اولین نیمکت نزدیک به معلم می نشست.
و کسی که نمره اش بیست بود، حق داشت املای بقیه بچه ها را تصحیح کند و یا حتی کلید میز و کمد خانم معلم داشته باشد.
خدا می داند که این مبصرهای نمره بیستی، چه حالی داشتند از خوشی. حکومت می کردند بر سر بچه ها آن هم چه حکومتی!!!
هیچ وقت مبصر نشدم. هیچ وقت نگذاشتند برای برنامه صبحگاهی برنامه ریزی کنم با اینکه توانایی اش را داشتم. توی هیچ گروه سرودی نبودم. چون هیچ وقت همهی نمرههایم بیست نبود. بیست که نباشی، یعنی اینکه تو حق نداری به کار دیگری بپردازی و اگر وقتی داشتی، بهتره به درسات بپردازی.
و دیروز که به مدرسه ی پسرم برای جلسهمی رفتم، شنیدم که خانمشان گفت: « دوران بیست گرایی به پایان رسیده و دیگر بچه ها، برنامه ای به نام شب امتحان ندارند. آنها فقط پوشه هایی به عنوان ارزشیابی دارند که تمام کارها و خلاقیت ها و فرم های پرسشی که به نوعی تست هوش هست در آنجا می گذارند و آخر سال هوش و تسلط درسی هر دانش آموزی با مراجعه به این پوشه ها سنجیده می شود وتوانایی هرکودکی با معیار«عالی، خوب، متوسط، ضعیف» سنجیده می شود.
فکر می کنم این برنامه حدف بیست گرایی، سرانجام خوبی داشته باشد. شما هم مثل من فکر می کنید؟
آن کسی که نمره هایش همیشه بیست بود، بالای صف تشویق می شد. مبصرش هم می کردند. آن زمان مبصر شدن یک امتیاز ویژهی به حساب می آمد که هرگز بچه های متوسط یا کم ذهن لذتش را نمی چشیدند. بالاخره تسلط داشتن بر عده ای، لذت بخش بود. احترامی که به مبصر می گذاشتند، چه از روی ترس و چه از روی اجبار، باری به هر جهت لذت بخش بود.
فقط کسی که نمره اش بیست بود، حق داشت در برنامه صبحگاهی شرکت کند و برنامه اجرا کند. قران بخواند و یا گروه سرودی تشکیل دهد.
کسی که نمراه اش بیست بود، همیشه جلوی صف می ایستاد و در کلاس هم روی اولین نیمکت نزدیک به معلم می نشست.
و کسی که نمره اش بیست بود، حق داشت املای بقیه بچه ها را تصحیح کند و یا حتی کلید میز و کمد خانم معلم داشته باشد.
خدا می داند که این مبصرهای نمره بیستی، چه حالی داشتند از خوشی. حکومت می کردند بر سر بچه ها آن هم چه حکومتی!!!
هیچ وقت مبصر نشدم. هیچ وقت نگذاشتند برای برنامه صبحگاهی برنامه ریزی کنم با اینکه توانایی اش را داشتم. توی هیچ گروه سرودی نبودم. چون هیچ وقت همهی نمرههایم بیست نبود. بیست که نباشی، یعنی اینکه تو حق نداری به کار دیگری بپردازی و اگر وقتی داشتی، بهتره به درسات بپردازی.
و دیروز که به مدرسه ی پسرم برای جلسهمی رفتم، شنیدم که خانمشان گفت: « دوران بیست گرایی به پایان رسیده و دیگر بچه ها، برنامه ای به نام شب امتحان ندارند. آنها فقط پوشه هایی به عنوان ارزشیابی دارند که تمام کارها و خلاقیت ها و فرم های پرسشی که به نوعی تست هوش هست در آنجا می گذارند و آخر سال هوش و تسلط درسی هر دانش آموزی با مراجعه به این پوشه ها سنجیده می شود وتوانایی هرکودکی با معیار«عالی، خوب، متوسط، ضعیف» سنجیده می شود.
فکر می کنم این برنامه حدف بیست گرایی، سرانجام خوبی داشته باشد. شما هم مثل من فکر می کنید؟
0 نظرات:
ارسال يک نظر