شنبه ۷ نوامبر ۲۰۰۹

به چشمهایم نگاه کن!

مشاور یک حرفی قشنگی می زد. می گفت:« نرین بالای سر بچه هاتون بایستید و با انگشت اشاره هی بشون گیر بدین. هی بهشون «چرا» نگین. این لغت«چرا» هیچ کاربرد تربیتی نداره که هیچ، تازه اونها رو هم لجباز تر می کنه. قدرت دفاعی اونها رو بالا می بره و بلافاصله بعد از هر «چرایی» به دنبال جواب برای رد کردن اون «چرا» می گردند. بهتره که جوری مقابل هم قرار بگیرید که صورت ‌تون مقابل همدیگه باشه،طوری که به راحتی چشم تو چشم بتونید به هم نگاه کنین...»

توصیه کرد که از این به بعد موقع حرف زدن، مواظب انگشت اشاره باشیم که زودتر از حرفهای ما به سمت کودک‌مان نشانه نرود و بعد به جای لغت کسل کننده‌ی «چرا» از لغت معمولی مثل «چی، چطور،چگونه» استفاده کنیم. این سه لغت، آن حساسیت «چرا » را ندارد. کودک را در جبهه‌ی مقابل قرار نمی دهد. احساس محبت و صمیمت را بیشتر می کند و از همه مهم تر احساس امنیت را منتقل می‌کند.

نه فقط با کودک، که با همسر، همسایه، کارمند و همکار نیز خیلی به درد می خورد. نتیجه به شدت برعکس می‌شود و ما از سوال‌های‌مان ، جواب بهتری به دست می آوریم؛ بدون اینکه کسالت یا ناراحتی به وجود بیاید و یا به نوعی استقلال و عزت نفس کسی خدشه دار شود.

چرا درس نخوندی؟ چطورشد که درس نخوندی؟
چرا به من تلفن نزدی؟ چه شد که تلفن نزدی؟

دیدید چقدر فرق می کرد با هم؟
تازه فهمیدم که چه عاملی باعث می شد با پدرم کلنجار بروم. تمام تلاشم را می کردم که زیربار حرفها و سوالهایشان نروم حتی اگر به قیمت سبک شدنم و جاری شدن اشک‌هایم تمام می شد...

1 نظرات:

najva گفت...

مشاورها حرف های قشنگ زیاد می زنن، منتها کمترند کسانی که عمل کنند و البته یه قِسمش هم برمیگرده به خود مشاورها....